یاد های دوردست

Saturday, May 06, 2006

برای رضا

وعده کرده بودند
که با بهار
در های قفس باز خواهد شد
و پرنده بر لبان آزادی بوسه خواهد زد
تا آسمان را
با ولعی که
فقط در تجربه آمرختگان محبس
یافت می توان کرد
جولانگاه پرواز سازد

بهار آمد
شکوفه ها نفس نسیم را
از عطر زندگی آکنده کردند
پروانه ها دوباره
به عشق دیدار گل ها
جدار پیله هاشان
دریدند

پرنده اما
همچنان در قفس
نوبت آزادی را
انتظار می کشد

ای دژخیمان که
شعار آزادی را
نثار قدوم مجسمه های
چراغ بدست می کنید
شما را به عقاب ها
و ماهیان آزاد آب های شمال
سوگند می دهم
در های قفس را بگشایید
تا پرنده محبوس
باز آسمان آبی را
پرواز کند
و ریه های محروم را
باز از نسیم آکنده از عطر زندگی
آکنده سازد

در های قفس را بگشایید

0 Comments:

Post a Comment

<< Home